امروز : 1 مهر 1397 - 20:05 |بسم الله الرحمن الرحیم"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
یادداشتی بر اشعار دیدار مقام معظم رهبری
لینک ثابت       تعداد بازدید : 390 بار       تاریخ انتشار : 21 خرداد 1396 ساعت 20:05
یادداشتی بر اشعار دیدار رهبری سال 1394

به نام خدا

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تأثـــیـر دولت از کدامین کوکب است

سال­ ها بود که می­ خواستم به گونه­ ای نقشی در اعتلای ادبیات سرزمینم داشته باشم و به حال افرادی که در این عرصه دستی بر آتش داشتند، غبطه می­ خوردم. تا این که به راهنمایی یکی از دوستان مشفق، بر آن شدم که در عرصه نقد و نظر تا جایی که سواد اندکم یاری می­ دهد و جسارت گفتار همراهی می­ کند، قلم بزنم و به بررسی اتفاق ­ها و جریان ­های ادبی و حرکت­ های جریان ­ساز روزگار خودم بپردازم.


یکی از اتفاقات ادبی که در سال­ های اخیر، نظرم را جلب کرد، برگزاری نشست­ های شاعرانه و دیدار شاعران در ماه مبارک رمضان، با مقام معظم رهبری بود. این نشست به دلایل مختلف می توانست و می­ تواند الگوساز و معرفی کننده­ ی سرمشق سرایش برای شاعران جوان و جوان ­ترهای شاعر باشد. اختصاص وقت شخصیت اول مملکت و مرجع بزرگ دینی به قشری خاص و موضوعی مشخص، علاوه بر اهمیت توجه مسئولین به موضوع و متذکر شدن جامعه بر ضرورت آن، از نگاهی می ­تواند نشان دهنده­ ی نوعی زنگ خطر باشد.
سال ­های اخیر، در سطوح و طبقات مختلف و اقشار گوناگون، شاهد بوده ­ایم که هر وقت مقام معظم رهبری دست روی موضوعی خاص یا نکته ­ای بخصوص، گذاشته­ اند؛ به نوعی در آن عرصه، نیاز به فعالیت بیشتر و با حساسیت بالاتری دانسته اند.
در حواشی این نشست ­ها، اشارات کوتاه معظم له، ذیل شعرخوانی شاعران جوان و پیشکسوت، از بارقه­ های امیدی ست که نکته سنجی و تسلط معظم له، در راستای ارتقاء سطح ادبیات معاصر کشور و کشورهای فارسی زبان به کار گرفته شود. تحقق این مهم مستلزم زیرکی و کیاست دست اندرکاران اداری و فرهنگی است که سکان این حرکت را از لحاظ شکلی و محتوایی به دست دارند.
با نگاهی به اشعار ارائه شده در این دیدارها، پی می­ بریم که دو، سه سال اخیر، آثار با شیب ملایمی به سمت افت کیفی رفته اند. این افت در سال 1394به حدی است که حتی مخاطبان عام ادبیات هم می­ توانند بر آن اذعان کنند.
اشعاری که در رمضان 1436(1394ه.ش) در محضر معظم له خوانده شد، جدای از نادر ابیاتی که با رندی­ های شاعرانه خلق شده بود و جنبه ادبی آن بر جنبه­ های مصلحت اندیشانه می ­چربید، مابقی نماینده­ ی پدیده­ ای بودند که زنده یاد سیدحسن حسینی در کتاب ارزشمند «گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس»، از آن به عنوان پدیده­ ی «طلبه – شاعران» تعبیر می ­کند و مؤلفه­ های آن را چنین بر می­ شمارد: «عناصر متعلق به این پدیده در عرصه ادبیات جنگ و انقلاب هم فوایدی داشته اند و هم مضراتی، مضراتشان بیشتر به حوزه­ های مدیریتی در مراکز فرهنگی خالص و یا مراکز نظامی- فرهنگی و نهادهای دیگر بر می ­گردد».
سراینده ­ی کتاب «گنجشک و جبرییل» در ادامه به بازکردن المان­ های خاص این تفکر و پیروان این پدیده می­ پردازد:
«گهگاه «تئوریزه کردن تنگ نظری» زیر عنوان «مصلحت­ های انقلابی» به برخی از عناصر این پدیده نسبت داده می ­شود. صحت و سقم این نسبت دادن را گذر زمان روشن کرده و روشن تر نیز خواهد کرد.»
تلنگری که سیدحسن حسینی، سال ها پیش در مورد این طیف شاعران و این پدیده می ­زند و امیدی که به روشن تر شدن صحت این قضیه دارد، امروزه در شعر انقلاب و دفاع مقدس به بار می نشیند و آثار آن در انتخاب شاعران برگزیده جشنواره­ ها بر اساس ملاک های برون متنی و گزینش افراد برای ویترین شدن در این دست نشست ها مشهود است.
بد نیست در فحوای سخن، گریزی بزنیم به فلسفه اگزیستانسالیسم و از نگاه هایدگر به بررسی و بازخوانی شرایط شاعر شدن و شاعر ماندن بپردازیم. هایدگر زبان را اقامتگاه بودن می­ داند. یعنی افقی که در آن چیزها آشکار می­ شود. وی از زبان اصیل به عنوان«poesis»یاد می­ کند؛ اگر چه برخی این واژه را به «شعر» ترجمه می ­کنند؛ اما اصالت کلام بر آثار بدیع منثور هم صدق می کند. نکته قابل اهمیت این است که در تفکر هایدگر معنای بودن بر تفسیر آدمی از جهان خود فایق می­ شود و بدین­سان شاعر از رویکرد مصلحت طلبانه رایج میان خود و مردم رها می­ شود.
به زبان ساده تر از نگاه هایدگر شاعر می ­بایست حرف اصیل و بدیع را به زبانی بدیع بگوید و به تعبیر سیدحسن حسینی چون تنی چند از شاعران سال های جنگ و بعد از دفاع مقدس بدون آغاز و کشف راه های ناپیموده، پای در «میدان های مین خنثی شده» نگذارند و از خط های شکسته عبور نکنند.
مهمترین ویژگی پدیده طلبه – شاعری از دیدگاه سیدحسن حسینی، گشودن زبان اعتراض و ذیحق دانستن انحصاری خود در این زمینه است: «در اعتراض کردن به کژی ها هم حق تقدم با ماست! یا اعتراض هم خدای نکرده، باید در انحصار ما باشد و موقوف به پایان امیدبخش...!»
اما خوانش اشعار دیدار امسال:
متأسفانه هم در سطح زبان و هم در ساحت اندیشه، ضعف اصالت کلام در آثار امسال مشهود بود. غالب قالب اشعار کلاسیک کهن با زبانی بیشتر متعلق به سبک خراسانی بود و گاهی پهلو زدن به اشعار سده­ های نخستین شعر فارسی نظیر عصر رودکی. البته این نکته در شعر شاعران تاجیک و افغان و ... بروز بیشتری داشت.

یکی را پسر مست و مخمور بود
ز اخلاق نیکو بسی دور بود
یکی باغ انگور بودش پدر
معیشت نمودی از این رهگذر
چو مستی هر روز فرزند دید
همه تاک آن بوستان را برید
حکیمی چو بشنید، دادش پیام
که ای داده بر دست شیطان لگام
تو! پنداشتی آدم مست کیست؟
که مستی تو کم ز فرزند نیست
...


در این عرصه شاعران برون مرزی با دست تهی آمده بودند، تنها رباعی که از این شاعران ارائه شد، اثری بود با ضعف ارگانیک و فقر تصویر وکشف:

دین است حسین، فخر دین است حسین
دین است، امامت و امیــن است حسیـن

چـــون خـــاتم الانبیـــاء محـمد بوده
بر خــــاتم الانبیاء، نگیـن است حسین

با وجود ارائه این آثار ضعیف و سست از سوی شاعران برون مرزی شاید تنها دلیل دعوت کنندگان از این دست شعراء ترویج زبان فارسی باشد. باید عرض کنم که این راه به سرانجام نخواهد رسید و ترویج زبان فارسی تنها با خلق و ارائه آثار محکم و استخوان دار ادبی صورت می­ پذیرد. با نگاهی در گذشته زبان فارسی می­ بینیم که استحکام، زیبایی و محتوای غنی شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی و رباعیات خیام است که مخاطبان زبان های دیگر را به فراگرفتن پیچ و خم های زبان فارسی تشویق می­ کند نه آوردن شاعر از بلاد دیگر آن هم با سطح بسیار ضعیف.
اما وفور استفاده از افعال و کلمات عربی در اشعار انتخاب شده از شاعران داخلی نشان داد که برگزارکنندگان چندان میلی به گسترش زبان فارسی هم ندارند:

«لا فتی» را کـــه نوشتند به پیشانی عشق
«لا» و «الا»ست که در زلف چلیپاست بلند
که معنای مصراع دوم را مگر خود شاعر بتواند با هزار تبصره توجیه کند. و یا در نمونه دیگر عربی شبیه به فارسی استفاده شده از بس که رایج بوده اند در زبان فارسی شاعر پنداشته که شعر فارسی می­ سراید:
ای واجب الــــوجــود ز لوث وجودشان
کی پاک می کنی همه ی ملک وجود را

و باز هم:
فرموده است:« و لا اعتصموا...، و لاتفرقوا»
راه نجات اگر خواهی ریسمان یکی است

ضعف تألیف، دورنگی زبان و سهل انگاری شاعر در پرداخت ترکیبات و فخامت بیت:
راهی ست راه عشق که باید به سر دوید
با سرســـری دویدن و لی لی نمی شود

علاوه بر این در آثار شاعران جوان داخلی هم شاهد دوگانگی زبان و گسیختگی اندیشه در محور عمودی بودیم. باید بر این نکات، شعارزدگی و شتابزدگی را افزود که شعر را از ساحت ادبی دور و به سبک و سیاق بیانیه­ های تند پایان راهپیمایی ها، نزدیک می­ کرد:

مسجد یکی، مناره یکی و اذان یکی است
قبــله یکی، کتاب یکی، آرمان یکی است

در پایان برای همه ی دوستان آرزوی توفیق دارم، امیدوارم تدابیری اندیشیده شود که جریان های ادبی منتج به برند ادبی شوند نه این که در ابتدا محکم و پرتوان برگزار شوند و در ادامه به صرف عادت و در حد رفع تکلیف.

خدایا چنان کن سر انجام کار
تـو خشنود باشی و ما رستگار